زين العابدين شيروانى

633

بستان السياحه ( فارسي )

آنكه پيغمبر او را امام كند دويّم آنكه علم پيغمبر بر دست داشته باشد سيّم آنكه طبل پيغمبر پيش او زنند چهارم آنكه بر منبر پيغمبر خطبه خواند پنجم آنكه جامهاى پيغمبر پوشيده باشد ششم آنكه انكشتر پيغمبر در انكشت كند هفتم آنكه چشم او آفتاب يا ماهتاب كشت هشتم آنكه بيند كه چشم او رودى شد نهم آنكه بيند چشم او ديوارى يا شهرى كشت دهم آنكه چشم او محراب و مسجد جامع شد يازدهم آنكه بيند پادشاهى مرد و انكشتر خود را بوى داد دوازدهم آنكه چشم او كاوى شد يا كركسى يا عقابى يا بازى كرفت جملهء اين‌ها دليل پادشاهى باشد پايبند ايستادكى در دين باشد و زن خواستن و از سفر بازايستادن بود پاتاوه مال و خواسته و سفر و مرك بود پابند مقيم شدن و عنايت كردن و نعمت باشد پاتيل كدبانوى خانه باشد ببر جانوريست مانند شير دشمن قوى و دلير و نامدار بود و ليكن كريم و مهربان باشد بت ديدن او دروغ‌زن و راه باطل و مكّار و منافق و زن مفسد و فريب‌دهنده بود بجشك يعنى كنجشك حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه ديدن او بر نه وجه باشد پادشاه و والى و مردى بزرك و با رأفت و غلام خوب‌صورت و قاضى و تجارت و مردم راهزن و مرد با خصومت و مرد مولع در جماع بخور كردن بخور عيش خوش و نام نيكو بود بريان خداوند سخن و فراخى در طلب روزى يا زنى كه ازو رفته باشد بازكردد و بريان‌فروش مردى بود كه از دولت او فراخ روزى شوند بربط لهو و باطل و سخن دروغ و محال باشد برف اندوه بود و حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه برف ديدن بر شش وجه باشد روزى فراخ و زندكانى و مال بسيار و ارزانى نرخها و لشكر و بيمارى برق خازن بود بعضى كويند كه برق وعده كردن باشد بر بدى و حضرت صادق ( ع ) فرموده كه ديدن برق بر پنج وجه باشد خازن پادشاه و وعدهء بد و عتاب و نعمت و آزار و بركستوان و درخشيدن برق دليل فراخى سال باشد برّه فرزند بود و كرمانى كويد كه مال و نعمت باشد بر قدر و بزركى او و حضرت صادق ( ع ) فرموده كه ديدن برّه بر چهار وجه است فرزند و مال و حلال و معيشت و اندوه برهنكى خوب نباشد بر دار نمودن حضرت صادق ( ع ) فرموده كه بر دار نمودن بر چهار وجه است مهترى و مال و بزركى و غيبت كردن باشد برنج مال و حاجت و خير و منفعت بود و اكر بيند برنج دارد مال به زحمت بدست آرد برنج پخته با كوشت بهتر از خام است پرنيان ابن سيرين كويد كه پرنيان و ديبا يكى است دليل بر خير و صلاح دنيوى و زينت باشد خاصّه زنانه او اكر مرد بيند قباى ديبا پوشيده بزركى يابد پرده بهترين پرده‌ها آنست كه از پنبه باشد و برنك سبز و سفيد باشد و اكر بيند پرده بالا كردند از غم و اندوه نجات يابد پرستوك اكر نر بود مرد توانكر باشد و اكر ماده بود زن توانكر و ساحر باشد پرده‌دار اكر بيند كه پرده‌دارى مىكند حاجتى كه دارد زود روا شود و اكر بيند كه پرده‌دارى پادشاه ظالم مىكند مال حرام يابد پروانه مردى ضعيف و نادان يا كنيزكى باشد پر ديدن پروبال خير و منفعت باشد و پناه و قوّت بود پرى دوست و عزيز بود و بعضى كويند دشمن باشد حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه ديدن پرى بر پنج وجه باشد دوستى و بخت و كامروائى و دولت و بزركى و اخبار دروغ پرنده اكر بيند پرنده داشت و از دست او پريد و باز بدست او آمد حاجت وى روا كردد و اكر بيند كه پريد و بازنيامد بد باشد بز مردى بزرك باشد در كار دنيا و نرماده زن باشد بدان صفت كه مذكور شد از حضرت رسول ( ص ) مروى است كه اكر كسى در خواب بيند كه كوشت بز بخورد يا كرفته به خانه برد چهل سال فقر و فاقه نه‌بيند و از وى برود و كرمانى كويد كه بز ماده خريدن دليل كند كه كنيزكى بخرد پستان ذخيره باشد و آنچه در او بيند از نيك و بد و صلاح و فساد دليل بر دختران بود و اكر بيند كه از پستان او شير روان شد بر دخترش نعمت و روزى فراخ كردد و حضرت صادق ( ع ) فرموده كه ديدن پستان بر پنج وجه است فرزندان خورد و دختران و خادمان و دوستان و برادران بساط دليل عزّ و جاه و بزركى و مرتبه و مال و نعمت و عمر دراز و به مقدار بزركى بساط عزّت و دولت يابد و اكر بيند كه بساط فروخت و بها كرفت دين به دنيا فروشد پستان‌بند زنان را خوب و مردان را بد باشد بستر زن و كنيزك و ولايت و منفعت باشد